تبليغاتX
> زندگي بهتر،فرداي بهتر در ارتباط صميمانه
   
صفحه نخست| پست الکترونیک | زیباترین قالب های وبلاگ

 


با تشكر از گروه طراحان ايران قالب كه ما را در ساخت و طراحي اين قالب ياري نمودند


زيباترين قالب هاي وبلاگ

 

 

سلام   رابینهوودم . چند سالی عمر از خدا گرفتمه و اهل شروودم

  

روزگارم شکر خدا بد نیست .عاشق نت هستم و ملال دوری دوستان دارم.

مایلم همه دوستانی که لطف کرده کلبه درویشی ما رو با حضور سبز خویش منور میکنند خود را آنگونه  که مایلند اینجا معرفی کنند البته خوب اجباری نیست


توضیح : جهت دسترسی به مطالب این وبلاگ ( در صورت نیاز ) در قسمت نظرات همان مطلب پیام بگذارید تا در اسرع وقت بصورت فایل پی دی اف به آدرس ایمیل شما ارسال گردد . با تشکر .




 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه جمعه 20 شهریور1388 ساعت 7:40
 

 

سلام و سپاس بر همه گلهاي دوست داشتني و مهربان ...

اميدوارم که مثل هميشه شاد و شنگول و خندون باشين ، که هستين

البته اينروزا با اين هواي گرم ... منکه درب و داغون شدم ، خدا کنه شما جون سالم بدر برده باشين ...

از بحث داغ حال و هوا که بگذريم ميام سراغ تشکر از همه عزيزاني که برام ايميل گذاشته بودن ، گرچن نهايت تلاشمو کردم که جواب همه دوستانمو بدم ، اما جا داره يکبار ديگه از همه مخصوصا کسانيکه ايميلهاشون ناخاسته بيجواب ميمونه و البته با اميد اينکه کسي رو نرنجونده باشم قدرداني کنم... همتون برام عزيزيد...

اگه يادتون باشه اولين مقاله اي که براتون فرستادم و هنوز در آرشيو سايت روزنه هم موجود هست، در مورد عشق و مفاهيم عشق بود. اون مقاله وموارد مشابهي که در ارتباط با عشق و روابط جنسي بين زوج عشقي بود از طرف گروه مورد استقبال زيادي قرار گرفت ، مخصوصا مقاله که در مورد آثار سوء روابط جنسي ماقبل ازدواج بود علاوه بر استقبال خيلي هم جنجالي شد....

اول به اين نکته اشاره کنم که اين موارد حرفهاي شخصي يا ديدگاه شخص بنده به اين مسائل نيست ! بلکه فقط و فقط يک جمع آوري و ارائه مطلب هست که مسئوليت انجامش رو به عهده دارم ... اين نکته رو براي دوستاني گفتم که در اين زمينه زياد ميپرسن !

و اما يک موضوع خيلي مهم که حس کردم يجورايي براي دوستان ايجاد سوء تفاهم کرده برميگرده به همون قضيه سکس و روابط جنسي ! تمام مواردي که تا به امروز براتون نوشتم درست ، اما منظور اين نبوده و نيست که اين قضيه از روابط حذف شه ! خير ...

تو مقاله اين هفته سعي بر اينه که اين موضوع رو کمي موشکافي کنيم...

اول اينکه سکس در رابطه يعني چه و مهمتر بررسي تفاوت عشق و هوسه که هر دو عوامل پايه اي براي ايجاد اين رابطه محسوب ميشه...  که لااقل شخص آگاه باشه تو چه رابطه اي وارد شده و ...


ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه شنبه 19 مرداد1387 ساعت 12:53
 

 

 

 

در ايران محمد امامي كاشاني خطيب جمعه تهران از تريبون رسمي نماز جمعه تهران گفته است: "اگر روابط دختران و پسران آزاد و خارج از چارچوب ازدواج باشد، آمار ازدواج در جامعه پايين آمده و آمار طلاق افزايش پيدا مي يابد. "



وي گفت كه برخي ارتباطات 'ناصحيح' ميان دختر و پسر در جامعه موجب كاهش انگيزه ازدواج در جامعه مي شود و كاهش اين انگيزه نيز موجب ضربه به كانون خانواده خواهد شد.


خطيب جمعه تهران افزود: "برخي دانشگاهها، استادان، قلم به دستان و مسئولان فرهنگي رابطه دختر و پسر را آسان كرده اند كه اين به بنيان خانواده لطمه مي زند."

در همين حال مدير كل ثبت احوال استان تهران اعلام كرده كه در سال ۱۳۸۵ آمار ازدواج ۳ در صد كاهش و طلاق ۹ درصد افزايش داشته است.


احمد قشمي در گفتگو با خبرگزاري ايسنا، آمار طلاق را در حال افزايش خواند و گفت كه تعداد طلاق در سال ۸۵ به ركورد ۲۴ هزار و ۶۶۴ مورد رسيده است

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت 7:31
 

 

 

درصد بالايي از زنان به علت عدم مسئوليت پذيري همسران خود به دادگاه مراجعه كرده و تقاضاي طلاق مي كنند.

معاون مجتمع قضائي خانواده ، مسائل اخلاقي را يكي از بيشترين دلايل اصلي اختلافات ميان زوجين عنوان كرد.

مهين دخت داوودي افزود: بررسي ها نشان مي دهد به جز مسائل اقتصادي و اعتياد كه همواره عمده دليل اختلافات ميان زوجين بوده است ، مسائل اخلاقي يكي از بيشترين دلايل حضور زوجين در دادگاه خانواده است .

وي تصريح كرد : اغلب جوانان نسبت به تشكيل خانواده توجيه نيستند و هيچ گونه آگاهي نسبت به روابط زناشويي ندارند و به طور كلي با تكاليف و مسئوليت هاي پس از ازدواج آشنا نيستند و تفاوتي ميان اين دوران و دوره مجردي احساس نمي كنند.

معاون مجتمع قضائي ، عدم آشنايي به مسئوليت هاي زندگي را يكي از دلايل بروز اختلاف ميان زوجين عنوان كرد و افزود : در شرايطي كه دختر و پسر با عدم آگاهي به وظايف و همچنين مسائل زناشويي، زندگي مشترك را آغاز مي كنند بنابراين شكل گيري اختلاف در سالهاي ابتدايي زندگي چندان عجيب نيست.

وي گفت : درصد بالايي از زنان به علت عدم مسئوليت پذيري همسران خود به دادگاه مراجعه كرده و تقاضاي طلاق مي كنند در حالي كه اگر آنان قبل از تشكيل خانواده با اصول ابتدايي زندگي آشنا مي شدند ، نتيجه زندگي آنان به سرعت به جدايي ختم نمي شد .

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت 7:30
 

 

 

در مـراسم ازدواجي كه اخيـراً شـركت كـرده بـوديـم، بـا زوج خـوشبـخـتي آشـنـا شــديم كه به تازگي پنجاه و چهارمين سـالـــگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودند. حدوداً هشتاد سـاله بـودند. مـمـكن اســت مضحك بنظر برسد، ولـي بايد بگويم كه واقعاً زوج جذابي بودند. طريقه لبخند زدنشان بـه هـمـديـگر كـوچكـترين شباهتي به يك زوج مسن نداشت، بيشتر شبيه تازه عروس و داماد ها بودند.

به تازگي كتاب "نيمه دوم ازدواج" را مـطـالـعـه كــرده بودند. ما واقعاً تحت تاثير قرار گـرفته بوديم، به خصوص زمــاني كه گـفـتـنـد هــنوز در حــــال شناختن همديگر هستند و دنبال راه هـايــــي براي شاد كردن همديگرند. ما به همديگر نگاه مي كرديم و بدون گفتـن حــرفي تــوجـــه شـــديم كه آنها مي توانند مشاوران ازدواج جديد باشند.

در واقع، سال هاي زيادي بود كه تحت تاثير نوشته ها و دوستي آقاي خشايار و خانم رومينا وطن دوست قرار داشتيم. خانواده وطن دوست اولين كساني بودند كه همزمان با دكتر مقدم مسئله ي تقويت و غني سازي ازدواج را در كانونهاي ازدواج مطرح كردند. خانواده وطن دوست با تجربه هايي كه در زمينه هاي رفتار گرايي، مشاوره ازدواج و آموزگاري داشتند، متوجه شده اند كه با گذر زمان آن هايي كه در ازدواجشان دچار مشكلاتي هستند، از اطرافيان درخواست كمك خواهند كرد، كه معمولاً بسيار دير است. بنابراين در چهلمين سالگرد ازدواجشان، آن ها تصميم گرفتند كه انجمن زوجين براي تقويت ازدواج ها كه سازماني بين المللي براي بهبود و پيشرفت ازدواج ها است را راه اندازي كنند.


هيچوقت اولين ملاقاتمان با خانواده وطن دوست را فراموش نمي كنم. در يك كنفرانس آموزشي در شيراز شركت كرده بوديم. اولين شبي كه همراه با خشايار و رومينا شام صرف كرديم، خيلي سريع متوجه برقي كه هنگام نگاه كردن به همديگر در چشمانشان مي درخشيد شديم. جرقه اي كه در چشمانشان بود به ما هم سرايت كرد و قبل از اتمام كنفرانس هر دوي ما هم عقيده بوديم كه آن الگويي كه براي ازدواجمان در پي اش بوديم را يافته ايم. آيا شما نيز چنين زوجي را مي شناسيد؟ اگر نمي شناسيد، به شما توصيه مي كنيم كه در جستجوي يكي از آنها باشيد!


اگر مي خواهيد ازدوجي پر دوام و سعادتمند داشته باشيد، به اطرافتان كمي نگاه كنيد تا با زوج هايي با سن و سال بيشتر از شما كه ازدواجي موفق داشته اند آشنا شويد. و زماني كه زوج هايي موفق كه 50 سال از ازدواجشان مي گذرد صحبت مي كنند، فقط گوش كنيد.


مهرداد عزيز با ارائه ليستي كه شامل 10 دستور العمل براي داشتن يك زندگي شاد است و توسط زوج خوشبختي كه پنجاهمين سالگرد ازدواجشان را از سر مي گذرانند نوشته شده است، ما را در اين راه كمك كرده است. ببينيد شما چه تعدادي از اين قانون ها را در زندگيتان اجرا مي كنيد.
1- هيچوقت هر دو در يك زمان عصباني نشويد.
2- هيچوقت سر همديگر فرياد نزنيد مگر وقتي كه خانه تان آتش گرفته باشد.
3- اگر قرار است يكي از شما در يك بحث پيروز شود، بگذاريد كه آن برنده همسرتان باشد.
4- اگر مي خواهيد انتقاد كنيد، اين كار را با عشق انجام دهيد.
5- هيچوقت اشتباهات گذشته را دوباره وسط نكشيد.
6- از همه دنيا به خاطر همسرتان بگذريد.
7- تا بحثي را به سرانجام نرسانده ايد، به خواب نرويد.
8- سعي كنيد حداقل روزي يكبار حرفهاي محبت آميز به شريك زندگيتان بزنيد.
9- اگر خطايي مرتكب شده ايد، آن را بپذيريد و عذر خواهي كنيد.
10- به ياد داشته باشيد كه براي منازعه هميشه دو نفر لازم است.
كسي مي گفت تفاوت يك ازدواج موفق با يك ازدواج ناموفق در اين است كــــه در مورد دوم بـعضي حرفها ناگفته مي ماند. بنابراين اين راهنماي ازدواج را با كلمات حكيـمـانــه اُدگن نَش به پايان مي رسانيم:


"بـراي اينكه جام شراب زندگيتان هميشه لبريز ازعشق باقي بماند، ميـبــايست زماني كه حق با شما نيست، خطايتان را بپذيريد و زماني كه حق با شماست، سكوت اختيار كنيد."

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه یکشنبه 26 خرداد1387 ساعت 7:29
 

 

 


تشنج، لرزهاي شديد، حملات قلبي از جمله عوارض مصرف اين قرصها است. تجربه دانشمندان بر روي حيوانات آزمايشگاهي مانند موش و ميمون نشان مي دهد مصرف زياد اكستسي باعث وارد آمدن جراحتهاي بسيار به مغز مي شود.

در سال 1998 انستيتوي بين المللي سلامت روحي (NIMH) مطالعه اي روي گروهي از مصرف كنندگان تازه كار اما معتاد به اكستسي انجام داد. آنها به اين نتيجه رسيدند كه اين مغز اين افراد در ناحيه اي كه فعاليت هايي مانند خوابيدن، يادگيري و احساس در آن كنترل مي شود، دچار صدمات شديدي شده است.

درواقع اكستي اين توانايي را دارد كه به شاخه شاخه شدن اعصاب مغزي يا پاره شدن آنها كمك كرده و به دنبال آن شبكه اعصاب مغز دچار اختلال مي شود. اين تحقيق نشان داد كه مجموعه سلولهاي عصبي كه توسط مصرف اين ماده تخريب مي شوند، هنگام ترميم و رشد دوباره بصورت ناقص و غير معمول رشد مي كنند و توانايي متصل شدن به اعصاب سالم را ندارند و يا در صورت اتصال به مكان هاي نا مناسبي متصل مي شوند.

براي درك بهتر مي توان اين مثال را آورد كه سيم كشي هاي داخلي يك دستگاه الكتريكي را باز كرده، هنگامي كه مي خواهيد آنها را دوباره به هم متصل كنيد، سيم ها را جابجا و اشتباه به هم وصل كنيد، بطور يقين دستگاه كار نخواهد كرد و يا اگر كار كند با مشكلات عديده اي روبرو خواهد شد.

مطالعات NIMH نشان داده است كه بازسازي سلولهاي مغزي، پس از كنار گذاشتن اكستسي ممكن است براي هميشه با مشكل مواجه باشد و به همين دليل است كه بسياري از اين افراد در ساده ترين حالت اغلب دچار افسردگي شديد، تشويش و دلواپسي و يا فراموشي و از دست دادن حافظه مي شوند.

 

آيا دليل بيشتري براي مصرف نكردن اين قرص مي خواهيد؟

دانشمندان با جمع آوري اطلاعات بيش از يكصد تحقيق انجام شده در سراسر جهان به طور قطع به نتايج زير رسيده اند :

1-  مصرف حتي نيمي از يك قرص اكستسي مي تواند، انسان را دچار عارضه كند. دليل آن اين است كه تا قبل از مصرف اين ماده ميزان مقاومت بدن در مقابل تخريب هايي كه به بدن مي رساند مشخص نيست. در يكي از نمونه هاي تحقيقي، دختر هجده ساله جواني، چندي پس از مصرف يك قرص كبد خود را از دست داد.

2-  بدون كوچكترين اغراق، تحقيقات نشان داده كه بسياري از سازندگان اين قرصها براي بالا بردن درجه گيرايي، از مواد اضافه و سمومي مانند "مرگ موش" در اين قرصها استفاده مي كنند.

3-  يكي از خطرناكترين عارضه هايي كه عمومآ مصرف كنندهاي جوان اين قرص را تهديد مي كند، كم شدن شديد آب بدن و متعاقب آن خستگي زياد و حمله قلبي است.

4-   آمارها نشان مي دهد اولين عضوهايي كه به سرعت مورد حمله اكستسي قرار ميگيرند مغز و كبد است.

5-   به علت دارا بودن ناخالصي و نا مشخص بودن نوع آن، حتي يك عدد قرص كوچك از اين ماده مي تواند به سيستم عصبي مغز شما آسيب دائمي وارد كند.

6-   مهمتر از همه اينكه اكستسي به سادگي ساختمان DNA انسان را تغيير مي دهد و باعث مي شود عوارض آن بصورت ژنتيكي به نسلهاي آينده منتقل شود.

تصوير سازي غلط

جامعه شناسان معتقد هستند بيشترين گناه در گسترده شدن مصرف اين قرص بر دوش رسانه هاي عمومي است. اغلب رسانه ها در ده هاي 60 و 70 برخورد مناسب را با اين قرص نكردند و نتنها آنرا مضر جلوه ندادند بلكه تا پيش از آنكه خطرات آن رسمآ اثبات و معرفي شود به نوعي به تبليغ آن هم مي پرداختند و اين بزرگترين اشتباهي بود كه انجام داده شد و بين عامه مردم اين ذهنيت بوجود آمد كه "اكستسي بدون خطر است."

مجري يكي از برنامه هاي تلويزيوني - قديم - روزي چنين گفت : "احساس آن دقيقآ همانند اين است كه فروشنده بسيار ماهر در ميان يك بازار تشنه قرار بگيرد."

نتيجه آن اين شد كه امروزه اين تصور غلط ميان بسيار از مردم وجود دارد، "اكستسي خطري ندارد".


حال دوبار فكر كنيد

قبل از اينكه قرص را از دست دوستي كه مي گويد اگر آنرا بخوري به اينجا و آنجا مي روي و اين حس و آن حس خوب به تو دست مي دهد، به اين موضوع فكر كنيد كه هم اكنون زندگي شما در حال معامله با يك پديده شوم است.

يكي از معتادان جدي به اين ماده مي گويد : "اگر احساس افسردگي و تنهايي مي كنيد، هرگز سراغ اكستسي نرويد، اين قرص ها نتنها شما را شاد و خوشبخت نمي كنند بلكه مشكلات روحي شما را دو چندان مي كنند. حتي هنگامي كه كاملآ آنرا ترك كنيد و همه مشكلات خانوادگي و روحي شما حل شود، روي يك صندلي مي نشينيد و مدام زمين را نگاه مي كنيد."


MDMA (Ectacy)

E cstasy = E nemy

يكي از مضرات استفاده از اكستسي آن است كه باعث مي شود سيستم هشدار دهنده خطر در بدن دچار اختلال فعاليت شود. به عنوان مثال شخصي كه اين قرص را مصرف مي كند ممكن است متوجه بالا رفتن دماي بدن يا تشنگي خود نشود! نتيجه كاملآ مشخص است، دماي بدن بالا مي رود و اگر شانس بيارد غش مي كند و در حالت بدتر حمله قلبي به او دست مي دهد.

مضرات ديگري كه از اين خصيصه ناشي مي شوند عبارتند از، احساس وحشت و اضطراب، هديان گويي، ايست قلبي، علائم جنون، كاهش يا افزايش فشار خون، رفتن به حالت كما، بيخوابي، حملات و تشنجهاي مغزي، نارسايي هاي كبدي، اختلال در گوارش و هضم غذا، خونريزيهاي شديد، شوك و بالاخره مرگ.

 

مضرات غير مستقيم مصرف

بيشتر مواردي كه تا اينجا مورد بحث قرار گرفت عارضه هايي بود كه اكستس بطور مستقيم در سيستم بيولوژيك بدن بوجود مي آورد، اما نبايد فراموش كرد كه عوارض زير نيز بطور غير مستقيم پس از مصرف قرص گريبانگير انسان مي شود.


افسردگي و پريشاني، بي انگيزگي، عدم توانايي در تمركز ذهني، سردردهاي شديد، گردن درد، پشت درد، لرز، از بين رفتن قدرت ابتكار و خلاقيت، خستگي مفرط، خراب شدن دندانها و خشكي دهان.


سخن آخر

به جوانان : سعي كنيد از آزادي و استقلال در نحوه زندگي كردن خود استفاده كنيد. مصرف اين دارو و ساير مواد مخدر نه تنها مشكلات شما را حل نمي كند بلكه اراده شما را سلب كرده و شما را برده اين مواد ميكند. شما آزاد هستيد كه فكر كنيد، ايده هاي جديد را در زندگي اجرا و تجربه كنيد و ...اما با مصرف اين داروها مشتي اوهام و بيماري جايگزين تمام زيبايي هاي زندگي شما مي شود.


به والدين : اگر شما پدر و مادر گرامي فرزندان جوان در منزل داريد، مسئول آينده آنها هستيد. آنها مديران و رهبران آينده كشور شما هستند. براي فرزندانتان وقت بگذاريد و بدون رودربايستي با آنها صحبت كنيد. به مشكلات آنها توجه داشته باشيد و در روياهاي آنها شريك بوده و حمايت لازم از تلاشهاي آنها بكنيد. در اينصورت آنها هيچگاه احساس تنهايي و مشكل روحي نمي كنند و شما آينده خوبي را برايشان بيمه كرده ايد.

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت 14:52
 

 

 


يك مصرف كننده XTC : من ديوانه شده ام. اولين بار يك قرص خوردم اما امروز ده ها قرص مي خورم، چندي پيش پس از مصرف مثل حيوان روي زانو نشستم و فرش منزل را با دهانم تكه تكه كردم . Ecstasy در كنار موادي چون كوكائين ، هروئين و ماري جوآنا، امروزه يكي از چهار ماده اعتياد آوري است كه به وفور در ميان جوانان سراسر جهان - بخصوص آمريكا - علي رغم ممنوعيت مصرف مي شود. در اين نوشته شما را با اين ماده خطرناك آشنا مي كنيم.

Ecstasy  از ريشه لغتي يوناني بنام Ekstasis به معني "بودن در خارج از خود" است و يكي از نامهاي عمومي است كه بر روي يك تركيب شيمايي معروف به MDMA است.


نام شيميايي اين تركيب عبارت است از :

3,4-Methylene-Di-Oxymentamphetamine


اين دارو داراي خواص آرام بخش، توهم آميز و تحريك كنندگي است كه در اوايل قرن بيستم براي درمان بيماران رواني از آن استفاده مي شد.

 

اكستسي (XTC) براي اولين بار توسط شيميدانهاي آلماني كارخانه داروسازي Merck تهيه شد و طي دهه 70 توسط روانپزشكان بعنوان دارو براي نارسايي هاي رواني و بيماري هاي روحي تجويز مي شد. اين دارو براي اولين بار توسط پزشكي نام آلسكاندر شولگين (Alexander Shulgin) در دهه 60 براي برخي از درمان هاي خاص بيماران رواني مورد استفاده قرار گرفت.


استفاده معمولي، بدون نسخه پزشك و بقولي خياباني از اين دارو در دهه 80 رواج يافت بطوري كه از سال 1985 بطور رسمي در ايالات متحده و بسياري از كشورهاي اروپايي، مصرف آن همانند يك ماده مخدر، رسمآ ممنوع اعلام شد.


در حالت خام اين ماده حالت پودر سفيد رنگ و كريستالي دارد كه بويي مانند كپك مي دهد. اين ماده هر چه ناخالص تر باشد به رنگ قرمز يا قهوه اي نزديكتر مي شود. اما گونه هايي كه در بازار يافت مي شود معمولآ بصورت قرص يا كپسول است تا مصرف كننده بتواند آنرا بسادگي مصرف كند. در گونه هاي اعتياد پيشرفته به اين ماده مشاهده مي شود كه مصرف كننده آنرا با آب مخلوط كرده محلول بدست آمده را تزريق مي كند.


قرص خيالي عشق !

اين قرص اغلب بنام Love Pill هم ناميده مي شود چرا كه بصورت مقطعي قدرت درك انسان - بويايي، لامسه، بينايي، چشايي و شنوايي - را تقويت مي كند. براي همين برخي از جوانان در حالت هاي خاص مانند ميهماني ها از آن استفاده مي كنند.


اما واقعيت آن است كه اين قرص بيشتر از آنكه قواي ادراكي انسان را تقويقت كند، روي مغز انسان اثر گذاشته قدرت تخيل انسان را تقويت مي كند و باعث مي شود انسان بصورت مجازي با حواس خود مواردي را درك كند كه وجود خارجي ندارند.


بخصوص اگر شخص از اين قدرت تخيل تقويت شده براي ارزيابي گذشته ناخوش آيند خود استفاده كند، نتيجه اي جز ناراحتي، افسردگي و ... براي او به ارمغان نخواهد آورد. پريشاني، افسردگي، اضطراب، جنون و هذيان گويي و ساير اختلالات رواني از جمله نتايج مصرف اين قرص ها است.


بنابراين بايد توجه داشت كه نام "قرص عشق" يكي از بزرگترين دروغ هايي است كه در ارتباط با اين قرص گفته مي شود.


نتايج يك تحقيق

نتايج تحقيقي كه در كشور سويس به انجام رسيد نشان مي دهد كه بيش از 55 درصد از افرادي كه اين دارو را مصرف مي كنند با مشكلات زير روبرو مي شوند :


55
درص احساس از دست دادن كنترل خود را مي كنند.

50 درصد احساس دلتنگي و ترس مي كنند.

49 درصد احساس افسردگي، ناراحتي و ديپرس شدن مي كنند.

36 درصد با دوستان و خانواده هاي خود مشكل پيدا مي كنند.

33 درصد درگير اوهام غير قابل تحمل مي شوند.

32 درصد دچار هذيان گويي مي شوند.

24 درصد احساس بيماري و ضعف مي كنند.

15 درصد در مدرسه يا محل كار به مشكل بر مي خورند.

8 درصد به نوعي با پليس درگيري پيدا مي كنند.


اكستسي يك داروي غير قانوني است

سازمانها و مجامع پزشكي جهان XTC را بعنوان يك داروي Schedule I معرفي كرده اند. به اين معنا كه اين دارو بسيار خطرناك است و هيچگونه كاربرد پزشكي يا درماني ندارد. از جمله ساير داروهايي كه در اين رده قرار دارند مي توان به هروئين، كوكائين، LSD و آمفتامين اشاره كرد.


در آمريكا جريمه حمل و ساخت اين دارو مي توان تا 100 هزار دلار جريمه نقدي و 99 سال زندان با توجه به ميزان دارو باشد.


آيا امكان معتاد شدن به اين دارو وجود دارد؟

بسياري از كارشناسان معتقد هستند كه اين دارو اعتياد آور است، اما ميزان خطرات آن به حدي است كه حتي اگر به فرض اعتياد آور هم نباشد، نبايد آنرا مصرف كرد.


خطر اول : به دليل شرابط نا مساعد ساخت، اغلب قرص هاي XTC تا 40 درصد خالص هستند بنابراين همواره ريسك وجود ناخالصي در آن وجود دارد. بخصوص توليد كنندگان ممكن است براي معتاد كردن افراد ناخالصي هايي مانند كوكائين، هروئين را به آن اضافه كنند.


خطر دوم : مصرف كننگان اين قرص معتقد هستند كه هر چه از مدت زماني كه قرص را مصرف مي كنند مي گذرد، براي گرفتن نتيجه مشابه بايد ميزان بيشتري مصرف كنند. بنابراين با گذشت زمان، ميزان مصرف آن بيشتر مي شود و خطرات جانبي قرص نيز افزايش پيدا مي كند.


خطر سوم : تحقيقات نشان داده حدود 90 درصد از افرادي كه XTC مصرف مي كردند براي از بين بردن دردها و بيماري هاي بعدي به مواد مخدري چون هروئين و ... روي آورده اند.


خطر چهارم : اين نظريه كاملآ غلط است كه شما مي توانيد XTC را هر موقع كه دلتان بخواهد مصرف كنيد. 67 درصد از افرادي كه اين قرص را مصرف مي كنند پس از مدتي بنده قرص شده و مجبور مي شوند طي برنامه منظمي آنرا مصرف كنند.

 

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه سه شنبه 24 اردیبهشت1387 ساعت 14:33
 

 

 

 

اگر بخواهيم واقع بين باشيم، بايد اعتراف كنيم كه همه دروغ ميگويند. ميزان "شاخداري" اين دروغها و مصلحتي بودن و نبودن آنها در ميان افراد مختلف و موقعيتهاي متفاوت، فرق ميكند، اما شكي نيست كه همه ما گاهي دروغ گفته يا حقيقت را با جرح و تعديل بيان ميكنيم.

انسان دروغ گفتن را از سن 4 تا 5 سال مياموزد. اين زماني است كه او براي اولين بار متوجه ميشود كه حقيقت، از نظر همه يكسان نيست. كودك در اين دوره به قدرت بيان و توانايي كلمات پي ميبرد و از كلمات براي بيان خواسته ها، احساساتش و گاهي دروغ گفتن استفاده ميكند. اين دروغهاي اوليه از روي خباثت و بدانديشي نيست، بلكه او ميخواهد ببيند كه تواناييش در تغيير و اداره موقعيت تا چه حد است. بالاخره زماني ميرسد كه كودكان براي فرار از موقعيتهاي ناگوار و دردسرهاي شيطنت خود و يا براي بدست آوردن آنچه ميخواهند به دروغ گفتن متوسل ميشوند.

درواقع، دروغگويي از نظر علمي يك روند تكاملي و لازم براي بقاي گونه هاست دروغگويي در گوريلهايي كه براي برقراري ارتباط از زبان اشاره استفاده ميكنند هم ديده ميشود، آنها در مواجهه با نتيجه اعمال نادرست خود، تقصير را به گردن حيوان ديگري مي اندازند.

دروغهاي مصلحتي، كه براي دفاع يا حمايت از شخصي به كار ميروند و هيچ پيامد منفي دربر ندارند، مشكل چنداني ايجاد نميكنند. اما شخصي كه در اكثر موارد و درباره هر چيز، از امور بسيار مهم گرفته تا پيش پا افتاده ترين مسائل، خود را مجبور به دروغ گفتن ميكند، در اين زمينه مشكل دارد. كارشناسان چنين افرادي را دروغگويان بيمار يا مبتلا به بيماري دروغگويي مينامند كه البته بيشتر يك تشريح موقعيت محسوب ميشود نه تشخيص بيماري. مردم براي دفاع از خود، جالب به نظر رسيدن، كسب درآمد و موقعيت اجتماعي و يا احتراز از تنبيه دروغ ميگويند.

معمولا دانستن اين نكته براي شخص فريب خورده بسيار مهم است كه آيا شخص دروغگو دانسته به اين كار دست زده يا خود نيز حرفهاي خود را باور داشته و به عبارتي خودش را هم گول ميزند و در نتيجه عمدا دروغ نگفته است. ممكن است كساني كه بيش از حد و دانسته و به منظور سود شخصي مدام دروغ ميگويند، به اختلال شخصيت جامعه ستيزي يا antisocial personality disorder مبتلا باشند. چنين افرادي مدام دچار درگيريهاي قانوني ميشوند.

از نظر اخلاقي، ما به عنوان يك جامعه واقعا تحمل دروغگوها را نداريم.هنگامي كه شخصي دروغ ميگويد، اعتماد ديگران را درهم شكسته و حتي يك دروغ ميتواند موجب شود كه ديگر به او اعتماد نكنيم.

براي اينكه با گفتن يك دروغ گير نيافتيم، باز هم به دروغ متوصل ميشويم. شكي نيست كه دروغگو دير يا زود اشتباه ميكند و دستش رو ميشود. از آنجايي كه با دروغ گفتن، چيزي به نام اعتماد را زير سؤال ميبريم و عدم اعتماد يكي از ديرپاترين و دردناكتريم پيامدهاي دروغگويي است، بهتر است هرچه زودتر با گفتن حقيقت، مشكلات را در همان ابتدا برطرف كنيم.

از آنجايي كه همه ما گاهي دروغ ميگوييم، طرف مقابل ميتواند اين عذرخواهي را بپذيرد و شخص خاطي را ببخشد. اگر طرف مقابل گفته شخص دروغگو را باور نكند و او مدام بر اينكه دروغ نگفته پا فشاري كند، وضعيت بدتر و بدتر ميشود. به ياد داشته باشيد كه اگر اعتراف به طا تنها با اعمال زور و فشار بيش از حد انجام شود، تمام اعتماد ميان دو طرف از بين رفته و ترميم رابطه بسيار نامحتمل خواهد بود.

به عنوان پدر و مادر مهمترين پيام شما در رابطه با دروغگويي براي فرزندتان اين است كه بخواهيد همواره با شما روراست باشند. به آنها بگوييد –و به اين گفته عمل كنيد- كه واقعيت هر قدر بد و ناراحت كننده باشد، باز هم ترجيح ميدهيد كه ناگوارترين حقايق را بشنويد تا اينكه فريب خورده و مشتي دروغ تحويل بگيريد. به آنها بگوييد كه در رابطه شما با يكديگر چيزي به اندازه اعتماد متقابل با ارزش و مقدس نيست و بايد اعتماد آنان را به اين واقعيت كه همواره و تحت هر شرايطي دوستشان داريد، جلب كنيد تا آنها بدانند كه شما واقعا خير و صلاحشان را ميخواهيد. به اين ترتيب بايد چنين بگوييد:" مثلا من ترجيح ميدهم بشنوم كه تو به مهمانيي كه من با آن مخالفت كرده بودم رفته اي و حالا برايت مشكلي پيش آمده و به كمك من نياز داري تا اينكه باز هم به دروغهايت ادامه داده و اعتماد مرا از خود سلب كني. من روراستي تو را بسيار با ارزش ميدانم و محدوديتها را با توجه به ميزان قابل اعتماد بودن تو برقرار ميكنم. هرچه اين اعتماد بيشتر باشد، محدوديتهاي تو نيز كمتر خواهد بود."

معمولا ما كوشش ميكنيم بفهميم كه آيا شخصي واقعا در حال دروغ پردازي است يا خير تا بتوانيم تصميم بگيريم كه آيا ميتوانيم به او اعتماد كنيم يا اينكه ممكن است گول خورده و تحقير شويم؟ راستش را خواهيد، هيچ روش بدون خطا و صد در صد صحيحي براي تشخيص چنين موضوعي وجود ندارد. اما معمولا سرنخهايي در رابطه با شيوه رفتار شخص وجود دارند كه ميتوانند به ما هشدار دهند كه امكان دروغ شنيدن هم وجود دارد.

علائم معمول

۱. طفره رفتن از نگاه مستقيم. معمولا هنگام صحبت، لااقل نيمي از زمان گفتگو با نگاه چشم در چشم همراه است. اگر متوجه شديد كه شخص مقابل از چنين نگاهي خودداري كرده يا در زمان مشخصي به زمين و آسمان نگاه ميكند، احتمال اينكه راست نگويد وجود دارد.

۲. تغيير صدا. تغيير آهنگ، بلندي يا سرعت صحبت كردن شص هنگام توضيح موضوعي كه نسبت به راست و دروغ بودنش شك داريد هم ميتواند نشانه مهمي باشد. "من من" كردن و مكثهاي بي دليل مكرر نيز ميتوانند نشانه دروغ بودن مطلب باشند.

۳. زبان اعضا. پشت كردن به مخاطب، با دست پوشاندن چهره يا دهان هنگام صحبت، بي قراري دست و حركات تند پا و ناهماهنگي حركات بشي از بدن با بش ديگر، ميتوانند علايم ناراست بودن سخنان شخص باشند.

۴. گفته هاي متناقض. طبعا شنيدن توضيحات ضد و نقيضي كه با يكديگر جور در نمي آيند، بايد شما را به دروغ بودن تمام يا بشي از ماجرا مشكوك كند.

اگر شما، از جمله افرادي هستيد كه تمام مدت و درباره امور پيش پا افتاده دروغ ميگوييد، به احتمال بسيار دچار مشكلي هستيد كه اگر در حال حاضر چنين نباشد، در نهايت شما را بن بستهاي اساسي در روابط اجتماعي و صوصي، امور مالي و قانوني خواهد كشاند. اينكه متوجه شويد عامل اصليي كه شما را به دروغ گفتن وادار ميكند چيست-تمايل به جلب توجه ديگران، محبوب بودن، ترس از مواجهه با واقعيت و علاقه به هيجان- اولين قدم در راه بهبودي است.

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه چهارشنبه 18 اردیبهشت1387 ساعت 14:44
 

 

 

خوشبختانه يك مرد بعد از مدتها وقت گذاشته است و موارد مردانه اي را كه به نظرش رسيده است و براي خانمها ممكن است مفيد واقع شود به رشته تحرير در آورده است. پس لطفا بخوانيد و دقت كنيد كه تمام اين قوانين با عدد يك شماره كذاري شدند سعني هيچ كدامشان برتري نسبي به يكديگر ندارند و سپس در صورت تمايل آراء خود را وارد نمائيد:



مردها نميتوانند فكر كسي را بخوانند.


ديدن مسابقۀ فوتبال مثل تماشاي ماه شب چهارده توي آسمان جذاب و قشنگ است. اجازه بدهيد همينطور بماند.

خريد كردن، مسابقۀ فوتبال نيست و امكان ندارد كه ما به خريد به اين شكل نگاه كنيم.

گريه كردن يك جور تهديد به حساب مياد.

لطفا چيزي رو كه مي­خواهيد، واضح بگويد. اجازه بدهيد كمي روشن­تر بگويم، اشارات زيركانه، اشارات قوي و اشارات مبرهن ولي غير مستقيم به يك موضوع اصلا به كار نمي­آيد. لطفا اصل درخواستتان را واضح بگوئيد.

«بله» يا «خير» بهترين جواب ممكن به خيلي از سوالات هستند.

لطفا در صورت نياز به حل يك مشكل، پيش ما بياييد و درد دل كنيد، اين كاري است كه ما مردها انجام ميدهيم. همدردي كردن وظيفۀ دوستان مونث شماست نه ما مردها.

سردردي كه هفده ماه است كه دارد شما را آزار مي­دهد يك مشكل واقعي است. لطفاً با يك پزشك ملاقات كنيد.

هر مطلبي كه شش ماه پيش از طرف ما مردها گفته شده است الان به عنوان استدلال غير قابل قبول است. در واقع تمام نظرات ما فقط براي هفت روز معتبرند نه بيشتر.

اگر فكر مي كنيد چاقيد، خوب احتمالاً هستيد. لطفا از ما نپرسيد.

اگر مطلبي كه ما گفتيم رو مي­شود دو جور ازش برداشت كرد و يكي از اين برداشتها شما رو عصباني و ناراحت ميكند منظور ما برداشت ديگر بوده است.

شما مي­توانيد يا از ما بخواهيد كه كاري رو انجام بدهيم يا به ما بگوئيد كه چطور آن را انجام بدهيم، نه هر دو. اگر شما از قبل مي­دانيد كه چطور مي­شود آن كار را بهتر انجام داد خوب خودتان دست به كار شويد.

كريستوف كلمب احتياجي نداشت كه مسير را به او ياد بدهند. ما هم همينطور.


تمام مردها فقط در 16 رنگ اشيا رو مي­بينند. دقيقاً مثل ويندوز است. براي ما هلو يك ميوه است، رنگ نيست. براي ما پرتغال يك ميوه است رنگ نيست. ما واقعاً نميفهميم رنگ پوست پيازي چيست.

اگر ما از شما بپرسيم چي شده و شما بگوئيد «هيچي» ما هم طوري رفتار مي­كنيم كه انگار هيچ اتفاقي نيفتاده است. ما مي­دانيم كه شما دروغ مي­گويد اما فقط ارزشش را ندارد كه آدم سرش را به خاطرآن درد بياورد.

وقتي ما دوتايي قرار است جائي برويم، چيزي كه شما پوشيديد كاملا مناسب و قشنگ است … اين را واقعاً مي­گويم .

شما به اندازۀ كافي لباس داريد.

شما كفش، زيادي هم داريد.

من كاملا خوش فرمم. گرد هم يك جور فرم خوب.

ممنونم كه اين را خونديد. آره مي­دانم امشب بايد در آشپزخانه بخوابم. ولي اين را مي­دانستيد براي ما مردها اصلاً مهم نيست. فكر مي­كنيم رفتيم كمپينگ.

 

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 8:11
 

 

 

 

 از همراه داشتن لوازم غير ضروري خودداري كنيد.

تعطيلات نزديك است و شما به فكر سفر و بستن چمدانها هستيد. به گفته متخصصين امور مسافرتي، بهترين كار براي داشتن يك سفر آسوده، تهيه فهرستي از لوازم مورد نيازي است كه با خود به سفر خواهيد برد. اما گاهي محافظه كارترين مسافران هم گاهي مواردي را فراموش ميكنند يا حتا به آن فكر هم نميكنند. اين موارد مهم و كارآمد چه هستند؟

اين موارد را به همراه داشته باشيد

1-     گيره لباس (يا سنجاق قفلي بزرگ) گيره لباس در سفر استفاده اي كاملا متفاوت دارد! و بهترين وسيله براي كيپ كردن در بسته هاي خوراكي نيمه تمام مانند چيپس، محكم كردن كيسه لباسهاي نم دار است.

2-       در بازكن قوطي و بطري، به ياد داشته باشيد كه هميشه در رستوران غذا نخواهيد خورد و كنسرو و نوشيدني را با دربازكن به شما نميفروشند.

3-     آب، اگر سفر شما بيش از سه ساعت طول ميكشد، حتما يك بطري بزرگ آب همراه داشته باشيد. يك اسپري كوچك آب هم در سفرهاي گرم و خشك بسيار مفيد خواهد بود. با اسپري كردن كمي آب به صورتتان بسيار سرحال خواهيد شد.

4-       ماشين حساب جيبي، تنها وسيله اي كه براي تبديل قيمتها و ارز در مسافرتهاي خارجي نياز داريد.

5-        ليف حمام، ليف حمام در ميان تجهيزات بسياري از هتلها وجود ندارد. پس يكي همراه داشته باشيد.

6-        يك بسته بزرگ دستمال كاغذي. بسياري از هتلها يا اصلا در اتاقها دستمال نميگذارند يا فقط به يك بسته كوچك اكتفا ميكنند.

7-      يك كپي از تمام مدارك مهم سفر. پاسپورت(صفحه عكس دار)، بليطها، كارت هويت، كارت اعتباري، گواهينامه رانندگي، چك مسافرتي.... در صورت گم شدن هر يك از اين اسناد، شما شماره و بقيه مشخصات لازم را همراه خواهيد داشت.البته فراموش نكنيد كه كپي مدارك ره همراه با اصل آن در يك جا نگذاريد.

8-      كمي آب نبات. بد نيست يك بسته آب نبات همراه داشته باشيد تا به كساني كه كاري برايتان انجام ميدهند تعارف كنيد. مانند راننده تاكسي، دربان متل و... اين بهترين روش براي شروع يك برخورد دوستانه است.

چند مورد كه همراه نداشتن آن بهتر است

1-بطري كامل شامپو، لوسيون و مانند اينها. بهتر است از انواع مسافرتي آن همراه ببريد يا مقداري از هر كدام را در بطريهاي كوچك پلاستيكي ريخته و با خود ببريد.

2-  يك لباس براي هر روز! چند تكه لباس قابل جور كردن با همديگر را برداريد و سعي كنيد از رنگهاي هماهنگ استفاده كنيد.

3-  سشوار و اتو. اينها فقط بار شما را سنگين ميكنند و معمولا در تمام هتلها موجود هستند. براي اطمينان بيشتر با يك تلفن به هتل، مشكل حل خواهد شد.

4-  لوازم واقعا اضافي. اگر وسايلي هستند كه نميدانيد به درد خواهند خورد يا نه، بهتر است آنها را در خانه بگذاريد. پشيمان نخواهيد شد.

 

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 14:20
 

 

 

 

خود کشی

اصولا واژه خود کشی به معنای خود کشتنه ؛یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو می کشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصائب و رنج های فراوان یا بالعکس صورت میگیره .به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست .ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش می ارزه .من خودم چند بار امتحانش کردم و با اینکه چند بارش هم مُردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد .

و اما...

بر خلاف نظر خیلی ها که میگن خود کشی خیلی راحت و سهله باید بگم  نخیییییر ...اونجوریام نیست .هر کاری قواعد و اصول خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست .  

اول از همه اون کسایی که میخوان خودکشی کنن رو دسته بندی می کنیم :

1.      کسی که در عشقش شکست خورده

2.      کسی که ورشکست شده

3.      کسی که قاط زده

4.      کسی که از زندگی خیر ندیده

5.      کسی که فشار زیادی رو دوششه

6.       کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه

7.      و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده

 


ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه دوشنبه 2 اردیبهشت1387 ساعت 13:2
 

 

 

 

يك هفته بعد از آنكه سازمان نظارت بر برنامه هاي آموزشي بريتانيا اعلام كرد كه آموزش امور جنسي در مدارس راهنمايي و متوسطه برنامه هاي موفق بوده، موفق در آگاه كردن نوجوانان از خطر گسترش ويروس اچ اي وي ، بارداري هاي ناخواسته در ميان دختران دانش آموز و از اين قبيل اطلاعاتي كه پدر و مادرها از صحبت درباره اش اكراه دارند، معلوم بود كه اين هفته نوبت خبرهاي بد است.

 چند سالي است كه مهندسين مخابرات مي گويند امواج خيلي كوتاه (مايكرو ويو) مثل امواج تلفن هاي همراه، براي سلامت انسان ضرر دارد، به خصوص براي سلول هاي مغز.

صحبت اينجاست كه اگر فرهاي خوراك پزي مايكرو ويو در پنج ثانيه يك فنجان آب را به جوش مياورند، پس وقتي تلفن همراه را روشن در گوشمان بگذاريم و نيم ساعت وراجي كنيم البته در مقياس ضعيف تر از فر خوراك پزي امواج مايكرو ويو خواهد توانست مخ ما را هم بپزد.

حالا غير از اينكه هر بچه مدرسه اي در اين ديارصاحب يك تلفن همراه است و در خانه به احتمال زياد يك كامپيوتر هم براي خودش دارد، الان با مد شدن كامپيوترهاي سبك و تاشو كه بي سيم با شبكه تلفن و اينترنت و سيستم صدا و تصوير خانه در ارتباط هست مشكل چند برابر شده است.

منظورم هزينه خريد اينهمه اسباب بازي مدرن و گران نيست كه پدر و مادرها چاره اي به جز خريدش ندارند، نه، منظورم شبكه اي پيچيده و نا پيدا در هر خانه و محله و خيابان از امواج مايكروويو است.


ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 17:11
 

 

 

 

انسان مساوي مرد!

 

اين ديدگاه مدت هاي طولاني معياري بود در برخورد با بيماري و درمان و هم چنين در رابطه با تحقيقات و پيش گيري از ابتلاء به بيماري، به ويژه بيماري هاي زنانه.

مرد معيار همه چيز شمرده مي شد. جنبش زنان طي ساليان گذشته همواره نسبت به مسئله بيماري در زنان و راه هاي درمان آن حساس بوده و به ويژه توجه به  بيماري هاي زنانه را كه عمدتا نسبت به آن بي اعتنايي كامل مي شد، در صدر مبارزات خود قرار داده  است. بيماري هاي زنانه مثل سرطان سينه يا وجود خشونت عليه زنان و نتايج و اثرات بيماري زاي آن  و هم چنين بررسي ويژگي هاي سكته قلبي در زنان و غيره، مسائلي ست كه نسبت به آن ها طي ساليان گذشته غفلت و اهمال مزمن صورت گرفته است.

اكنون سي سال بعد از شروع جنبش نوين زنان، شاهد به روي كار آمدن ماماها، دكترها، محققين و سياست مداران زن هستيم. مبارزه اي كه از دهه هفتاد توسط فمينيست ها، عليه تبعيض و نابرابري جنسي در امكانات پزشكي، تحصيلي، بهداشت و درمان آغاز شد.  اين روند هرچند كه همواره با تمسخر و مانع همراه بوده، اما كم كم راه خود را بازيافته است.

 

مشكلات و موانعي را كه هم اكنون در راه رفع اين تبعيض قراردارند، مي توان برشمرد:

الف- اولين مشكل در اين حوزه، كمبود اطلاعات و تحقيقات آزمايشگاهي و دانشگاهي است. گفتني ست كه اولين پروفسور زن در رشته بيماري هاي زنان، ابتدا در سال 1999 مشغول  به تدريس شد و در گزارش سالانه سازمان بهداشت جهاني در سال 1998 بيماري هاي زنانه هنوز به عنوان يك تم مستقل شمرده نمي شد. در حاليكه از هر 3 زن حداقل دو نفر آنان به بيماري هاي زنانه دچار مي شوند. اين بحث هم چنين شامل بيماري رواني آنوركسيا (يا به زبان آلماني ماگرزوخت، كه مبتلايان آن  دچار بي اشتهايي مزمن شده و ناتوان از خوردن غذا مي باشند)، 95 درصد بيماران مبتلا به آن دختران هستند، نيز مي شود. بيماري اي كه روز به روز شاهد افزايش تأسف آور تعداد مبتلايان آن هستيم. اما از همه اين ها مهم تر، بيماري هاي جسمي و روحي ناشي از خشونت عليه زنان است كه كمتر از بقيه مورد تحقيقات، بررسي و معالجه قرار مي گيرد.

 

 


ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 8:27
 

 

 

اگر در اين هواي گرم تابستان به بچه كوچكي يك عدد بستني داده شود، مراكز لذت در مغز او همانطور فعال مي شود كه به پدر او در پايان ماه يك صدهزار تومان پادادش داده شود. اما براي بسياري از افراد، اين هجوم اوليه احساس لذت و ترشح هورمونها به معناي لذتي طولاني نيست.

تحقيقات نشان داده اند كه سطح خوشبختي در بوميان قبايل ماسايي در آفريقاي شرقي و ثروتمندترين افراد جهان، از حداكثر يكساني برخوردار است. برندگان بخت آزمايي پس از پنج سال به حالت عادي باز ميگردند و همانقدر احساس خوشبختي و رضايت ميكنند كه قبل از برنده شدن حس ميكردند.


به نظر نميرسد كه تنها بالا رفتن درآمد موجب خوشحالي بيشتر مردم شود و از طرفي، منفي ترين تجربيات زندگي، تنها تاثير اندكي بر احساس رضايت طولاني مدت افراد خواهند داشت.


پيتر اوبل (Peter Ubel)، پروفسور پزشكي در دانشگاه ميشيگان ميگويد: " ارتباط بين پول و خوشبختي بسيار اندك است."


البته اين حرف به اين معنا نيست كه بالا رفتن درآمد اهميتي ندارد. با توجه به راي موافق 1% از افراد شركت كننده در آمارگيري، در اين ميان يك همبستگي بسيار كوچك ميان ثروت و خوشبختي وجود دارد.

براي عده اي اين همبستگي ميتواند بيشتر باشد، افرادي كه بسيار تهي دست هستند هنگام بهتر شدن وضع اقتصادي خود خوشحالترند و افراد بسيار بيمار يا معلول نيز ميتوانند با داشتن پول بيشتر، آسايش و خوشي بيشتري كسب نمايند.


به قول اوبل، در چنين مواردي افراد با داشتن نقدينگي بيشتر ميتوانند در مقابل موقعيتهاي منفي از خود دفاع كنند. احتمال ديگر ميتواند اين باشد كه پول با بالا بردن موقعيت و جايگاه فرد، ميتواند براحساس رضايت او تاثير گذار باشد.


اما چرا ثروت با خود احساس شادي دائمي همراه نمي آورد؟

جورج لونشتاين (George Loewenstein)، اقتصاد دان دانشگاه كارنگي ملون (Carnegie Mellon) ميگويد: "بخشي از علت موضوع اين است كه مردم در تعيين راه مناسبي براي خرج كردن پول خود چندان موفق نيستند."



مردم معمولا در برآورد مقدار لذت حاصل از موضوعي مشخص غلو ميكنند.

لونشتاين اضافه ميكند: گاهي شكل خرج كردن پول دليل اصلي عدم رضايت افراد است. براي مثال، انسان از تاثير متقابل معاشرت با ديگران لذت ميبرد، اما معمولا برندگان بخت آزمايي، بلافاصله كار خود را ترك ميكنند و در جايي دور از معاشرين معمول خود مسكن گرفته و پس از مدتي احساس بي كسي و افسردگي ميكنند.


در اين صورت خريدنيهاي ديگر پول هم تاثيري كه از آن انتظار ميرود را نخواهد داشت، براي مثال مرد جوان مجردي كه يك اتوموبيل فراري دارد، اما كسي را ندارد تا با او به گردش برود و از تحسين او برخوردار شود، از اين اتوموبيل لذتي نخواهد برد.


مغز انسان به تجارب خوب عادت مي كند

مشكل اصلي اين است كه مغز انسان نسبت به تجارب مثبت شرطي ميشود. به دست آوردن ناگهاني مقدار زيادي پول در ابتدا چيز خوبي به نظر ميرسد، اما با گذشت زمان اين عكس العمل ضعيف ميشود.


فيش حقوقي با مبلغ مشخص، هيچ نقطه لذت آوري را در مغز فعال نميكند و در احساس كلي خوشحالي، تاثيري ندارد. انسان ميتواند به هر چيزي - چه آويخته شدن از پا باشد چه درآمد يك ميليون دلار در روز- عادت كند.


حال و هواي شخص بيش از هرچيز به عوامل ارثي بستگي دارد. تحقيق بر روي دوقلوها نشان داده است كه حداقل نيمي از ميزان احساس خوشبختي افراد، توسط ژنهايي مشخص ميشود كه نقش اصلي را در شكل گيري شخصيت او داشته اند.


اين مطلب پرسش ديگري را به ميان مي آورد. اصولا خوشحالي و خوشنودي چقدر اهميت دارد؟ اشخاصي با بيماريهاي مزمن خود را خوشبخت توصيف ميكنند، اما در عين حال مقادير فراواني پول خرج ميكنند تا از سلامت بيشتري برخوردار باشند و با وجود اينكه افراد سالم چندان از افراد فلج خوشبخت تر نيستند، اما آنها پول زيادي براي قابل استفاده كردن عضلات خود خرج ميكنند.


بسياري از تجربيات بسيار ارضا كننده زندگي، با خود خوشحالي نمي آورند. براي مثال داشتن فرزند در واقع موجب ميشود كه افراد در كوتاه مدت كمتر احساس شادي كنند- اما اين احساس به اين معنا نيست ما بايد از بچه دار شدن دست برداريم.


به گفته لونشتاين : "من فكر ميكنم كه در اندازه گيري اهميت خوشحالي هم غلو شده است. بخشي از معناي زندگي گذراندن فراز و نشيبها است. يك زندگي سراسر خوشي، نميتواند چندان زندگي خوبي باشد."


با اين وجود، لا اقل يك رابطه بسيار مهم بين پول و خوشبختي وجود دارد، به اين ترتيب كه افراد خوشنود و رضامند، بيشتر مستعد اين هستند كه در آينده به درآمد بيشتري دست يابند. پس، در عين اينكه پول نميتواند مردم را خوشبخت كند، اما احساس خوشبختي ميتواند به پول بيشتر ختم شود.

 



 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 8:23
 

 

 

فرمانده نيروي انتظامي طي سخناني كه در روزهاي اخير ابراز داشته بر نكته اي تأكيد ورزيده كه اگر چه پيش از اين هم مورد تأكيد قرار داشته اما برجسته كردن آن طي روزهاي اخير حكايت از مسايلي دارد كه در صورت كنترل نشدن آن مي تواند صدمات جبران ناپذيري به اخلاق و فرهنگ جامعه وارد كند.


اين نكته چيزي جز ورود به حريم خصوصي زندگي شهروندان و انتشار آن در فضاي عمومي نيست.


*
رشد فناوري

همزمان با رشد فناوري در جهان، عرصه هايي پيش روي ما گشوده مي شود كه مي توان از آن استفاده هاي مثبت يا منفي برد. رايانه و شبكه جهاني اينترنت از جمله اين فناوريهاست كه اگر چه براي كاربردهاي مثبت ساخته شده، اما از آن مي توان بهره برداريهاي منفي نيز داشت

از جمله كاربردهاي منفي اين رسانه فراگير، انتشار تصاوير خصوصي مردم در تيراژ وسيع مي باشد كه طي سال گذشته سبب مسايل زيادي شد.

 


ادامه مطلب

 :: نوشته شده توسط رابينهوود در مورخه چهارشنبه 28 فروردین1387 ساعت 16:10
 

 


بيائيد هر كدام يك رابينهوود باشيم
--------------------------------------
براي کشتن يک پرنده يک قيچي کافي ست. لازم نيست آن را در قلبش فرو کني يا گلويش را با آن بشکافي. پرهايش را بزن... خاطره پريدن با او کاري مي کند که خودش را به اعماق دره ها پرت کند
--------------------------------------
این وبلاگ هر روز بروز رسانی میشود


 

:: Copyright © 2007-2008 bY  زندگي بهتر،فرداي بهتر در ارتباط صميمانه . All Right Reserved ::

This Template is Designed bY  Ir-Template.Com